سبب های ایجاد محرمیت
کتاب ازدواج
ازدواج دائم
فصل چهارم: سببهای ایجاد محرمیت
که شش مورد است:
سبب اول: نَسَب
به واسطۀ نَسَب، ازدواج با هفت گروه از زنان حرام میشود: مادر و مادر بزرگ هر چقدر که بالا رود ـاز طرف پدر باشد یا مادرـ، و دختر و نوه و نوادگان دختری و پسری که از پشت او هستند، و خواهران پدری یا مادری یا هر دو، و دختران آنها و دخترانِ فرزندانشان، و عمّهها، و فرقی ندارد که با پدرش از طرف مادر یا پدر یا هر دو خواهر باشد، و همچنین خواهرانِ اجدادش هر چقدر که بالا رود، و خالهها چه خواهر مادرش باشند از طرف پدر یا مادر یا هر دو، و همچنین خالههای پدر و مادرش هر چقدر بالا رود. و دخترانِ برادرش چه از طرف پدر برادرش باشند یا مادر و یا هر دو، و فرقی نمیکند دختران، نوۀ پسری برادرش باشند یا دختری و هر چقدر پایین برود.
مانند این مواردی که برای مردها ذکر شد بر زنها نیز حرام میشود؛ پس پدر و پدر بزرگ و جدّ و هرچه بالا رود، فرزند و نوه و نوادگان و هر چه پایین رود، برادر و پسر برادر و پسر خواهر و عمو و دایی هر چه بالا رود بر زن محرم هستند.
سه نکته:
اول: نسب با ازدواج صحیح و نزدیکی اشتباهی ثابت میشود؛ ولی با زنا ایجاد نمیشود؛ پس اگر زنا کند و بر اثر آن فرزندی متولّد شود، آن فرزند شرعاً به او نسبت داده نمیشود، ولی بر مرد و زنی که مرتکب زنا شدهاند محرَم است؛ چون آن بچه از پشت او خلق شده است و در لغت [نه شرعاً] فرزند او نامیده میشود.
دوم: اگر زنش را طلاق بدهد، سپس آن زن اشتباهاً با شخص دیگری نزدیکی کند، اگر در زمانی کمتر از شش ماه از نزدیکی با شخص دوم فرزندی به دنیا بیاورد، در حالی که از آخرین نزدیکی با شوهر اول بیش از شش ماه گذشته باشد، فرزند به او نسبت داده میشود، و اگر در این حال از آخرین نزدیکی با شوهرش بیش از بیشترین مدت حمل [نُه ماه] گذشته باشد، فرزند به هیچ کدام نسبت داده نمیشود، هر چند که ممکن است از یکی از آن دو باشد و این موضوع با آزمایشات پزشکی دقیق قابل فهم است، و حکم شیر نیز تابع نسب است.
سوم: اگر مرد فرزند را انکار و با زن لعان کند، فرزند از او نفی میشود و حکم فرزند او را ندارد، و شیر نیز تابع آن است، و اگر بعد از لعان، مرد [از گفته خود بازگردد] و اقرار کند که آن بچه فرزند او است، دوباره بچه به او نسبت داده میشود ولی از فرزندش ارث نمیبرد. این در شرایطی است که به وسیلۀ آزمایشات پزشکی دقیق امکان تشخیص نسب بچه وجود نداشته باشد، اما با وجود آن، اثبات یا انکار فرزند براساس نتیجۀ آن، امکانپذیر است.
________________________________
الفصل الرابع: في أسباب التحريم
وهي ستة:
السبب الأول: النسب
ويحرم بالنسب سبعة أصناف من النساء: الأم و الجدة وإن علت لأب كانت أو لأم. و البنت للصلب و بناتها وإن نزلن، و ببنات_الابن وإن نزلن. و الأخوات لأب كن أو لأم، أو لهما، و بناتهن، و بنات أولادهن. و العمات، سواء كن أخوات أبيه لأبيه أو لأمه، أو لهما، وكذا أخوات أجداده وإن علون. و الخالات للأب أو للأم أو لهما، وكذا خالات الأب والأم وإن ارتفعن. و بنات الأخ، سواء كان الأخ للأب أو للأم أو لهما، وسواء كانت بنته لصلبه أو بنت بنته، أو بنت ابنه وبناتهن وإن سفلن.
ومثلهن من الرجال يحرم على النساء، فيحرم الأب وإن علا، والولد وإن سفل، والأخ وابنه وابن الأخت والعم وإن ارتفع، وكذا الخال.
ثلاثة فروع:
الأول: النسب يثبت مع النكاح الصحيح، ومع الشبهة. ولا يثبت مع الزنا، فلو زنى فانخلق من مائه ولد على الرحم لم ينتسب إليه شرعاً، ولكن يحرم على الزاني والزانية؛ لأنه مخلوق من
مائه فهو يسمى ولداً لغة.
الثاني: لو طلق زوجته فوطئت بالشبهة، فإن أتت بولد به لأقل من ستة أشهر من وطء الثاني، ولستة أشهر من وطء المطلق اُلحق بالمطلق. أما لو كان الثاني له أقل من ستة أشهر وللمطلق أكثر من أقصى مدة الحمل لم يلحق بأحدهما. وإن احتمل أن يكون منهما استخرج بالفحص الطبي الدقيق. وحكم اللبن تابع للنسب.
الثالث: لو أنكر الولد ولاعن انتفى عن صاحب الفراش، وكان اللبن تابعاً له. ولو أقر به بعد ذلك عاد نسبه وإن كان هو لا يرث الولد، هذا إذا لم يمكن معرفة نسب الولد بالفحص الطبي الدقيق، أما مع الفحص فيثبت الولد أو ينتفي تبعاً له.
احکام نورانی اسلام/ج3/ص 34الی36
شرایع الاسلام/ ج3/ ص 15-16
ازدواج دائم
فصل چهارم: سببهای ایجاد محرمیت
که شش مورد است:
سبب اول: نَسَب
به واسطۀ نَسَب، ازدواج با هفت گروه از زنان حرام میشود: مادر و مادر بزرگ هر چقدر که بالا رود ـاز طرف پدر باشد یا مادرـ، و دختر و نوه و نوادگان دختری و پسری که از پشت او هستند، و خواهران پدری یا مادری یا هر دو، و دختران آنها و دخترانِ فرزندانشان، و عمّهها، و فرقی ندارد که با پدرش از طرف مادر یا پدر یا هر دو خواهر باشد، و همچنین خواهرانِ اجدادش هر چقدر که بالا رود، و خالهها چه خواهر مادرش باشند از طرف پدر یا مادر یا هر دو، و همچنین خالههای پدر و مادرش هر چقدر بالا رود. و دخترانِ برادرش چه از طرف پدر برادرش باشند یا مادر و یا هر دو، و فرقی نمیکند دختران، نوۀ پسری برادرش باشند یا دختری و هر چقدر پایین برود.
مانند این مواردی که برای مردها ذکر شد بر زنها نیز حرام میشود؛ پس پدر و پدر بزرگ و جدّ و هرچه بالا رود، فرزند و نوه و نوادگان و هر چه پایین رود، برادر و پسر برادر و پسر خواهر و عمو و دایی هر چه بالا رود بر زن محرم هستند.
سه نکته:
اول: نسب با ازدواج صحیح و نزدیکی اشتباهی ثابت میشود؛ ولی با زنا ایجاد نمیشود؛ پس اگر زنا کند و بر اثر آن فرزندی متولّد شود، آن فرزند شرعاً به او نسبت داده نمیشود، ولی بر مرد و زنی که مرتکب زنا شدهاند محرَم است؛ چون آن بچه از پشت او خلق شده است و در لغت [نه شرعاً] فرزند او نامیده میشود.
دوم: اگر زنش را طلاق بدهد، سپس آن زن اشتباهاً با شخص دیگری نزدیکی کند، اگر در زمانی کمتر از شش ماه از نزدیکی با شخص دوم فرزندی به دنیا بیاورد، در حالی که از آخرین نزدیکی با شوهر اول بیش از شش ماه گذشته باشد، فرزند به او نسبت داده میشود، و اگر در این حال از آخرین نزدیکی با شوهرش بیش از بیشترین مدت حمل [نُه ماه] گذشته باشد، فرزند به هیچ کدام نسبت داده نمیشود، هر چند که ممکن است از یکی از آن دو باشد و این موضوع با آزمایشات پزشکی دقیق قابل فهم است، و حکم شیر نیز تابع نسب است.
سوم: اگر مرد فرزند را انکار و با زن لعان کند، فرزند از او نفی میشود و حکم فرزند او را ندارد، و شیر نیز تابع آن است، و اگر بعد از لعان، مرد [از گفته خود بازگردد] و اقرار کند که آن بچه فرزند او است، دوباره بچه به او نسبت داده میشود ولی از فرزندش ارث نمیبرد. این در شرایطی است که به وسیلۀ آزمایشات پزشکی دقیق امکان تشخیص نسب بچه وجود نداشته باشد، اما با وجود آن، اثبات یا انکار فرزند براساس نتیجۀ آن، امکانپذیر است.
________________________________
الفصل الرابع: في أسباب التحريم
وهي ستة:
السبب الأول: النسب
ويحرم بالنسب سبعة أصناف من النساء: الأم و الجدة وإن علت لأب كانت أو لأم. و البنت للصلب و بناتها وإن نزلن، و ببنات_الابن وإن نزلن. و الأخوات لأب كن أو لأم، أو لهما، و بناتهن، و بنات أولادهن. و العمات، سواء كن أخوات أبيه لأبيه أو لأمه، أو لهما، وكذا أخوات أجداده وإن علون. و الخالات للأب أو للأم أو لهما، وكذا خالات الأب والأم وإن ارتفعن. و بنات الأخ، سواء كان الأخ للأب أو للأم أو لهما، وسواء كانت بنته لصلبه أو بنت بنته، أو بنت ابنه وبناتهن وإن سفلن.
ومثلهن من الرجال يحرم على النساء، فيحرم الأب وإن علا، والولد وإن سفل، والأخ وابنه وابن الأخت والعم وإن ارتفع، وكذا الخال.
ثلاثة فروع:
الأول: النسب يثبت مع النكاح الصحيح، ومع الشبهة. ولا يثبت مع الزنا، فلو زنى فانخلق من مائه ولد على الرحم لم ينتسب إليه شرعاً، ولكن يحرم على الزاني والزانية؛ لأنه مخلوق من
مائه فهو يسمى ولداً لغة.
الثاني: لو طلق زوجته فوطئت بالشبهة، فإن أتت بولد به لأقل من ستة أشهر من وطء الثاني، ولستة أشهر من وطء المطلق اُلحق بالمطلق. أما لو كان الثاني له أقل من ستة أشهر وللمطلق أكثر من أقصى مدة الحمل لم يلحق بأحدهما. وإن احتمل أن يكون منهما استخرج بالفحص الطبي الدقيق. وحكم اللبن تابع للنسب.
الثالث: لو أنكر الولد ولاعن انتفى عن صاحب الفراش، وكان اللبن تابعاً له. ولو أقر به بعد ذلك عاد نسبه وإن كان هو لا يرث الولد، هذا إذا لم يمكن معرفة نسب الولد بالفحص الطبي الدقيق، أما مع الفحص فيثبت الولد أو ينتفي تبعاً له.
احکام نورانی اسلام/ج3/ص 34الی36
شرایع الاسلام/ ج3/ ص 15-16

نظرات
ارسال یک نظر