چطور صیغه ی عقد بخوانیم؟
چطور صیغه عقد بخوانیم؟!
کتاب نکاح (ازدواج)
که مشتمل بر سه نوع است:
نوع اول: ازدواج دائم
که بررسی آن نیازمند به چند فصل است:
فصل دوم: عقد
که شامل بررسی صیغۀ عقد و احکام آن میباشد.
______________________________
اول: صیغۀ عقد:
صیغۀ عقد باید دارای دو لفظ ایجاب (به وجود آورندۀ عقد) و پذیرفتن باشد، بهگونهای که بهطور واضح نشاندهندۀ عقد باشد و هر گونه ابهام و احتمال غیر از آن را برطرف نماید.
عبارت ایجاب شامل
[زَوَّجتُکَ: به ازدواج تو درآمدم]، و
[أنکَحتُکَ: به نکاح تو درآمدم]، و
[مَتَّعتُکَ: به بهرۀ تو درآمدم] و عبارت قبول (پذیرفتن) شامل این موارد میشود که بگوید:
[قَبِلتُ التَزویج: ازدواج را قبول كردم]
یا بگوید: [قَبِلتُ النکاح: نکاح را قبول کردم] و یا مشابه این را بگوید و جایز است که تنها
بگوید: [قَبِلتُ: قبول کردم].
بهتر است لفظ ایجاب و قبول با فعل ماضی [گذشته] بیان شود تا بهطور واضح [ایجاد کردن] [انشاء] را نشان دهد و اینکه [ مرد] با قصد ایجاد عقد، فعل امر را به کار ببرد، مثل اینکه بگوید:
[زَوِّجنیها: او را به ازدواج من دربیاور] یا
[زَوِّجیني نَفسَکِ: خودت را به ازدواج من دربیاور] و #زن یا ولیّ او بگوید:
[زَوَّجتُک: به ازدواج تو درآمدم] صحیح است.
اگر مرد با [فعل آینده] بگوید مثل
[أتَزَوَّجُک: تو را به ازدواج خود درآورم]
سپس زن بگوید: [زَوَّجتُکَ: به ازدواج تو درآمدم] صحیح است و نیازی به بیان قبول از طرف مرد نیست، و اگر زن یا ولیّ او بگوید: [مَتَّعتُکَ بِکَذا: به بهرهبرداری تو درآمدم در مقابل فلان چیز] و مدت را بیان نکند، عقدِ دایم بسته میشود.
لازم نیست لفظی که برای پذیرفتن عقد به کار میبرد با عبارتی که برای ایجاب عقد به کار برده میشود یکی باشد. اگر ایجاب عقد با لفظی باشد و پذیرفتن با لفظی دیگر، صحیح است؛
پس اگر زن بگوید: [زَوَّجتُک] و
مرد بگوید: [قَبِلتُ النِکاح] یا
زن بگوید: [أنکَحتُک] و
مرد بگوید: [قَبِلتُ التَّزویج] صحیح است.
اگر بگوید: [زَوَّجتُ بنتَک مِن فلان: دخترت را به عقد فلانی درآوردم] و او بگوید: [نعم: بله] و مرد [یعنی فلانی] بگوید: [قَبِلتُ: پذیرفتم] صحیح است.
لازم نیست حتما لفظ ایجاب پیش از پذیرفتن گفته شود، بلکه اگر مرد [که طرف دوم عقد است اول شروع کند] و بگوید: [تَزَوَّجتُ: ازدواج کردم] سپس ولیّ دختر بگوید: [زَوَّجتُک: به ازدواج تو درآوردم] صحیح است.
صیغۀ عقد باید به زبان عربی باشد و نمیتواند بهجای لفظ عربی ترجمۀ آن را بگوید، مگر در صورتی که نتواند به عربی بگوید. اگر یکی از دو طرف عقد نتواند عربی بگوید هر کدام بههمان شکلی که میتواند بیان میکند و اگر هر دو یا یکی از آنها اصلاً نتواند سخن بگوید [لال باشد]، اشارۀ فرد ناتوان ـکه نشاندهندۀ عقد باشدـ کافی است.
عقد ازدواج با الفاظ فروختن، هدیه، تملیک و اجاره، جاری نمیشود؛ چه در آن مهریه ذکر بشود و یا نشود.
__________________________________
کتاب نکاح
وأقسامه ثلاثة:
۱- القسم الأول: في النكاح الدائم
والنظر فيه يستدعي فصولاً:
️الفصل الثاني: في العقد
والنظر: في الصيغة، والحكم.
أما الأول: فالنكاح يفتقر إلى إيجاب وقبول، دالين على العقد الرافع للاحتمال.
والعبارة عن الإيجاب: زوجتك وأنكحتك، ومتعتك. والقبول أن يقول: قبلت التزويج، أو قبلت النكاح، أو ما شابهه. ويجوز الاقتصار على: (قبلت).
والأفضل وقوعهما بلفظ الماضي الدال على صريح الانشاء. ولو أتى بلفظ الأمر وقصد الإنشاء كقوله: زوجنيها أو زوجيني نفسك، فقال أو قالت: زوجتك، يصح.
ولو أتى بلفظ المستقبل كقوله: أتزوجك، فتقول: زوجتك، جاز، ولا حاجة لتلفظه بعد ذلك بالقبول. ولو قال الولي أو الزوجة: متعتك بكذا، ولم يذكر الأجل انعقد دائماً.
ولا يشترط في القبول مطابقته لعبارة الايجاب، بل يصح الإيجاب بلفظ والقبول بآخر، فلو قالت: زوجتك، فقال: قبلت النكاح، أو أنكحتك، فقال: قبلت التزويج، صح. ولو قال: زوجت بنتك من فلان، فقال: نعم، فقال: الزوج قبلت، صح.
ولا يشترط تقديم الإيجاب، بل لو قال: تزوجت، فقال الولي: زوجتك، صح.
ولا يجوز العدول عن اللفظ إلى ترجمته بغير العربية إلا مع العجز عن العربية. ولو عجز أحد المتعاقدين تكلّم كل واحد منهما بما يحسنه ، ولو عجزا عن النطق أصلاً أو أحدهما اقتصر العاجز على الإشارة إلى العقد والايماء .
ولا ينعقد النكاح بلفظ البيع، ولا الهبة، ولا التمليك، ولا الإجارة سواء ذكر فيه المهر أو جرده.
شرایع الاسلام/ جلد۳/ کتاب نکاح
️عربی: ص ۱۰ فارسی: ص ۲۲تا۲۴

نظرات
ارسال یک نظر