نظرات علمای اهل سنت در مورد احکام مناطق قطبی


پژوهش تطبیقی
احکام مناطق قطبی۳
 نظرات علمای اهل سنت به اختصار عبارتند از :
 ۱. مناطق قطبی که شب یا روزشان دائمی است ..نظرات مربوط به این منطقه:
نظر اول: ازآنجاکه وقت نماز وجود ندارد نماز بر مکلفین واجب نیست و طبیعتاً روزه نیز به همین صورت واجب نخواهد بود.

نظر دوم: نماز و روزه واجب است و مکلفین باید وقت نماز را معین و بر نمازهای پنج‌گانه توزیع نمایند. تعیین و توزیع وقت نمازها با توجه به زمان‌های نزدیک‌ترین سرزمین به آنها که در آن سرزمین شب و روز وجود دارد صورت می‌پذیرد؛ و این ملاک آنها برای نماز و روزه خواهد بود.
در اینجا پرسشی مطرح می‌شود: اگر روز طولانی باشد و مکلف از روزه‌اش آسیب ببیند چه باید بکند؟ 
و پاسخ داده‌اند: می‌تواند افطار و در وقتی دیگر قضا کند. 
و من ندیدم که هیچ‌یک از آنها فتوا به وجوبِ نقل‌مکان کردن مکلف از این مناطق به مناطق دیگری داده باشند که در آنها شب و روز منظم باشد -‌به‌صورتی که برخی از مراجع شیعه مثل سید سیستانی چنین فتوا داده‌اند‌- و آنها به دادن فدیه با ساقط شدن روزه در بعضی حالات بسنده نکرده‌اند، به‌صورتی که برخی از مراجع اخیر (شیعه) فتوا داده‌اند که در ادامه گفته خواهد شد.

نظر سوم: تفصیل دادن به اینکه از بین رفتنِ «شب یا روز» که در تمامِ سال فراگیر باشد یا این وضعیت در ایامی کمتر از یک سال برقرار باشد، هرکدام از دو حالت حکم خاصی دارد، همان‌طور که در رأی ابن عثیمین آمده است

 توجه شود:
تعیین اوقات نماز طبق نظر دوم با مقایسه با نزدیک‌ترین شهرهایی که در آنها شب و روز بیست‌وچهار ساعته هستند صورت می‌گیرد (این نظری است که بسیاری از مراجع معاصر شیعه مثل سید سیستانی به آن فتوا داده‌اند که در ادامه روشن خواهد شد).
 درحالی‌که صاحب‌نظر سوم بر این عقیده است که پدیدۀ از بین رفتن شب یا روز در برخی مناطق، یا در روزهایی صورت می‌گیرد که کمتر از یک سال هستند؛ که در این صورت وقت نماز در این شرایط با توجه به آخرین روز پیش از رخداد این پدیده صورت می‌گیرد و مکلف به همان وقت‌های آخرین روز (پیش از بروز این پدیده) عمل می‌کند؛ یا این پدیده تمام روزهای سال را دربرمی‌گیرد که در این صورت تعیین وقت با توجه به دو احتمال انجام می‌شود:
- اول: راه میانه؛ یعنی هرکدام از شب و روز دوازده ساعت در نظر گرفته می‌شود. 
- دوم: مقایسه با نزدیک‌ترین شهرهایی که شب و روز دارند.
صاحب این نظر روشن نمی‌کند که طبق احتمال اول (راه میانه) حساب‌کردن دوازده ساعت مخصوص به شب و جدا شدن آن از دوازده ساعت مخصوص به روز چگونه انجام می‌شود، درحالی‌که طبق فرض این وضعیت، تمامی بیست‌وچهار ساعت یا پیوسته شب است یا پیوسته روز!
آیا این کار از طریق مقایسه با نزدیک‌ترین شهرها صورت می‌گیرد (به‌خصوص که  ابن عثیمین بیان می‌کند که مقایسه با نزدیک‌ترین شهرها بهتر و نزدیک‌تر به واقع است) و اگر طول روز در نزدیک‌ترین شهرها به آن منطقه به‌طور مثال از سه یا چهار ساعت تجاوز نکند وضعیت چگونه خواهد بود؟ یا در این وضعیت مقایسه صحیح نیست و برای حل مشکل بین ساعت‌های شب و روز به‌عنوان‌مثال به قرعه پناه برده می‌شود؟! یا این کار به روش سوم منتهی می‌شود، مثلاً پنگوئنی که در این مناطق قطبی زندگی می‌کند آورده می‌شود و درجه حرارت بدن او را اندازه می‌گیریم و با شروع به کم‌شدن دمای بدن او دوازده ساعت شب را منظور می‌کنیم؟!

 و به همین صورت می‌توان احتمالات چهارم و پنجمی تصور کرد تا وقتی که قضیه -‌طبق نظر آنها‌- تنها مطرح کردن آراء و احتمالاتی باشد که منبع یا دلیلی که به آن استناد کرده‌اند اهمیتی نداشته باشد و اگر مفتی درهرصورت مَأجور (پاداش داده شده) باشد این کار راحتی خواهد بود، چراکه او مجتهد است و اگر درست بگوید و تیرش به هدف بخورد دو پاداش دارد و اگر شانس با او یار نباشد و از سرِ ناتوانی و موارد شبیه به آن خطا کند یک پاداش خواهد گرفت! 

نظر چهارم: این حکم علاوه بر خودِ آن پدیده به درجۀ مدارهای عرضی نیز مربوط می‌باشد و حکم منطقۀ واقعه در 66 درجۀ شمالی و جنوبی به سمت دو قطب شمال و جنوب از مناطقی که بر مدارهایی با عرضی کمتر از آن واقع شده‌اند فرق می‌کند.

 ۲. مناطقی که شب و روز در آنها بسیار کوتاه است: 
در این حالت فتوا داده‌اند که مکلف در مورد نماز، طبق وقت‌های شناخته شدۀ شرعی عمل کند و روزش را روزه بگیرد حتی اگر یک ساعت باشد؛ اما امساک روزه چه موقع شروع می‌شود؟ و درصورتی‌که نتوان فجر صادق را پیش از طلوع آفتاب تمییز داد تشخیص وقت نماز صبح چگونه انجام می‌شود؟
در حقیقت آنها این مطلب را واضح نکرده و متعرضِ امکان تمایز فجر صادق از غیر از آن برای مکلف نشده‌اند. در نظر آنها فقط وجود داشتن طلوع و غروبی برای خورشید مهم بوده است.
و این قطعاً باطل است و به‌زودی (در پاسخ قائم آل محمد ع که در ادامه خواهد آمد) روشن خواهد شد که تشخیص فجر صادق از غیر صادق و بلندی روز یا شب تاثیر به‌سزایی در فهمیدن وقت شرعی نماز صبح و هر حکمی که  در پی آن خواهد آمد دارد؛ [مثلا] برای شروع [زمان] روزه است، همانطور که این امر بدیهی است.

 مناطقی که غایب‌شدن شفق در آنها با تأخیر انجام می‌شود:
با توجه به فتاوای پیشین دانستیم که از نظر علمای اهل سنت، وقت نماز عشا، رفتن سرخی شفق است. حال وضعیت مناطق قطبی یا نزدیک به آن که با سایر مناطق اختلاف دارند چگونه خواهد بود؟ مثل وضعیت متصل‌شدن شفق (پس از غروب خورشید) به طلوع فجرِ (روز بعد) یا به تأخیر ‌افتادن آن تا جایی که پیش از طلوع فجر وقت کافی برای ادای نماز عشا باقی نماند و یا به تأخیر‌ افتادن طولانی از بین رفتن شفق و منتظر ماندن برای از بین رفتن شفق باعث سختی و مشقت گردد.
در چنین وضعیت‌هایی مکلف چه باید کند؟ آنها چنین فتوا داده‌اند که در چنین وضعیتی سه نظر وجود دارد:

اول: اجازه داشتن جمع بین نماز مغرب و عشا؛ اما به‌شرط آنکه این جمع بستن یک رویۀ همیشگی نباشد و قطعاً یکی از دلایل وجود چنین شرطی شبیه نشدن به رافضی‌هاست؛ چراکه جمع بین نماز مغرب و عشا از نظر رافضی‌ها [شیعیان] اعتبار شرعی دارد.

دوم: محاسبۀ وقتی برای نماز عشا که با مقایسه با نزدیک‌ترین مناطقی صورت می‌گیرد که در آنها پس از غروب، شفق پنهان می‌شود. حتی برخی از آنها این مقایسه را به‌طور مشخص به شهر مکۀ مکرمه -و نه هیچ منطقۀ دیگری- محدود کرده‌اند.

سوم: التزام‌داشتن به اوقات شرعی برای نماز عشا که -‌طبق نظر آنها- غایب‌شدن سرخی شفق است تا هنگامی‌که وقت برای ادای نماز عشا وجود داشته باشد؛ به این معنی که تا وقتی‌که شفق از بین خواهد رفت -حتی اگر با تأخیر باشد‌- مکلف تا وقت پنهان‌شدن آن انتظار می‌کشد سپس عشا را می‌خواند. اگر فرض گرفته شود که نیمه‌شب ساعت دوازده شب و پنهان‌شدن شفق یک ربع به دوازده باشد، مکلف در ربع ساعت آخر نماز می‌خواند و به‌جا آوردن نماز عشا پیش از آن امکان‌پذیر نخواهد بود. 
حتی چه‌بسا بعضی از آنها معتقد باشند که انتظار‌کشیدن برای از بین‌رفتن شفق تا وقت اضطراری نماز عشا (یعنی تا طلوع فجر) ادامه پیدا می‌کند؛ به این معنی که اگر شفق تا پیش از نیمه‌شب پنهان نشود حتی اگر رفتنش ساعتی پیش از فجر باشد مکلف تا آن زمان در انتظار باقی می‌ماند و بعد نماز عشا را پیش از رفتن شفق می‌خواند. 
 آنچه تقدیم شد بیانی مختصر از فتواهایی بود که علمای اهل سنت در بیان احکام شرعیِ مختص مناطق نزدیک به قطب و همچنین روزه بیان کرده‌اند.

چنین گفته نشود که مثال‌هایی که بیان کردی تنها به شیوخ سلفی جدید (یعنی وهابیون) برمی‌گردد؛ چراکه وضعیت علمای الازهر مصر هم تفاوت چندانی ندارد. بنده فتاوای آنها را مطالعه کرده‌ام و مطلب جدیدی افزون بر آنچه تقدیم شد نیافتم و مؤکداً فتاوای آنها در ضمن آنچه بیان شد قرار می‌گیرد و هرکسی می‌تواند با مراجعه به فتاوایشان از آنها اطلاع حاصل نماید.
 واضح گشت که هرآنچه مطرح شد از آرا و نظرات و یاوه‌گویی‌ها و ظنیات و گمان و حتی توهماتی که در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند، فراتر نمی‌رود و این نتیجه طبیعی است؛ نتیجه‌ای که هرکس از صراط حق و سرچشمۀ گوارایی که پروردگارِ بندگان، آموزه‌هایش را مشخص و خلقش را امر فرموده تا بر آن روش باشند دور شود، به همان خواهد رسید.

 ادامه دارد ..
راه ارتباطی:

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

معنای جایز نیست، چیست؟

روزه بر مسافر چه حکمی دارد؟

حکم جوراب شیشه ای برای زن چیست؟