احکام نماز و روزه در مناطق قطبی


پژوهش تطبیقی
احکام مناطق قطبی۲
 احکام نماز و روزه در مناطق قطبی
هر مسلمانی به‌روشنی می‌داند که نماز و روزه دو عبادت مهم و اساسی در دین خداوند سبحان است؛ قران کریم می‌فرماید:
إِنَّ الصَّلَاةَ کَانَتْ عَلَی‌الْمُؤْمِنِینَ کِتَابًا مَّوْقُوتًا
 نساء ۱۰۳
 همانا نماز بر مؤمنان در وقت‌های معين مقرّر گشته است
و می‌فرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ
بقره ۱۸۳
 ای کسانی که ايمان آورده‌ايد! روزه‌داشتن بر شما مقرر شد همچنان که بر کسانی که پيش از شما بوده‌اند مقرر شده بود؛ باشد که تقوا پیشه کنید
امام باقر ع فرمود: اسلام بر پنج پایه بنا شده است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت؛ و بر هیچ چیزی به آن صورتی که بر ولایت تاکید شده است تاکید نمی‌شود
 کافی ج۱ ص۱۸

همچنین پیامبر ص فرمودند: «اسلام بر پنج پایه بنا شده است: اینکه خداوند به وحدانیت شناخته شود و به برپاداشتن نماز، دادن زکات، روزۀ ماه رمضان و حج...».
صحیح مسلم ص۳۴

همچنین روشن است که نماز و روزه، و احکامِ شرعیِ مخصوص به خود را دارند؛ احکامی که باید به‌جا آورده شوند تا پس از به‌جا آوردنشان حکم به صحت هرکدام از این دو داده شود و ذمۀ مکلف از عهدۀ تکلیف به آن دو بَری گردد.

 وقت، یکی از شرائط نماز و روزه است .. بدیهی است که هر‌یک از دو واجب نماز و روزه، مشروط به اوقات مشخصی است. در خصوص نماز اوقات مشخصی وجود دارد که به نمازهای پنج‌گانۀ روزانه اختصاص دارند:
- وقت نماز صبح: مابین طلوع فجر دوم (فجر صادق) تا طلوع خورشید است.
- وقت نماز ظهر و عصر: مابین زوال خورشید (نیمروز) تا غروب خورشید است، که ابتدای این وقت به‌اندازۀ ادای نماز ظهر به نماز ظهر و به همین صورت انتهای این وقت نیز به نماز عصر اختصاص دارد و زمان بین این دو، وقت مشترک است.
- وقت نماز عشا و مغرب: از مابین غروب خورشید تا نیمه‌شب است. ابتدای این وقت به‌اندازۀ به‌جا آوردن سه رکعت به نماز مغرب اختصاص دارد، سپس نماز عشا با نماز مغرب در این وقت مشترک می‌شود تا جایی که برای کسی که اختیار دارد به نیمه‌شب و برای کسی که ناچار است به طلوع فجر بینجامد و انتهای این زمان به‌اندازۀ چهار رکعت به نماز عشا اختصاص دارد.

 در مورد روزه، همه می‌دانند که بر هر مسلمانِ مکلفی واجب است تمام روزش را از طلوع فجر تا غروب خورشید امساک کند.

 به‌علاوه، تشخیص‌دادن و مشخص‌کردن این اوقات در سرزمین‌های اسلامی که در مناطقی مثل خاورمیانه و مناطق هم‌جوارِ آن قرار دارند به‌راحتی و سهولت انجام می‌شود و خود مکلف میتواند شخصاً این اوقات را تشخیص دهد. این ‌در صورتی است که مکلف به‌نوعی بتواند طبق مقررات شرعی، این اوقات را مشخص نماید؛ روشن است که طلوع فجر (صادق) و گسترش آن در افق (که ابتدای وقت نماز صبح یا ابتدای وقت روزه را نشان می‌دهد) یا طلوع خورشید (که پایان وقت نماز صبح را نشان می‌دهد) و غروب آن (که ابتدای نماز مغرب یا پایان وقت روزه را نشان می‌دهد) به‌آسانی می‌تواند تشخیص داده شود.

تشخیص این اوقات، آسان است -‌چه مکلف خودش ‌به‌صورتی که گفتیم‌ شخصاً اقدام کند یا از طریق اعتماد بر مراکز اجرایی تخصصی و قابل‌اعتمادِ اسلامی که چنین وظیفه‌ای را عهده دار هستند، مطلع شود - به‌گونه‌ای که اطمینان حاصل می‌شود و در نتیجه مکلف می‌تواند نماز و روزه‌اش را در پرتو تشخیص این اوقاتِ معین به انجام برساند.
 اما پرسشی که مطرح می‌شود این است که:

حکم نماز و روزه در مناطق قطبی یا نزدیک به این مناطق چیست؟ مناطقی که در آنها به‌طورمعمول وقت شب و روز از سایر مناطق -که وقت منظمی دارند‌- متفاوت است.

 این سوال از آن جهت اهمیت دارد که وضعیت شب و روز در این مناطق همانند وضعیت سایر مناطق نیست، به‌گونه‌ای که شب ‌و ‌روز در این مناطق دائمی است یا به مدتی طولانی -مثل شش ماه متوالی در یک سال‌- استمرار دارد یا بسیار کوتاه است و مواردی از این دست.

کاملاً طبیعی است که خداوند برای مکلفِ مقیم در این مناطق، احکامی اختصاص داده باشد تا اوقات نماز و روزه برای وی مشخص گردد.
و داشتن اعتقادی به غیر از این، یعنی:

یا دین خداوند اختصاص به گروهی خاص دارد؛ یعنی گروهی از مردم را شامل می‌شود و گروهی دیگر را در برنمی‌گیرد.

یا دین خداوند منطقه‌ای است؛ یعنی به منطقه‌ای اختصاص دارد و به منطقۀ دیگری تعلق ندارد.

و یا دین خداوند از پیاده‌کردن احکام خود به دعوت انسان به‌سوی خداوند در همه جای زمین ناتوان است!

و این در حالی است که یک انسان مؤمن نمی‌تواند به هیچ‌یک از این لازمه‌های فاسد ملتزم باشد؛ لازمه‌هایی که حداقل چیزی که در مورد معتقد به آنها گفته می‌شود این است که وی با انکار کتاب خدا و ضروریات دینِ پایدار و استوارش، منکر خداوند می‌باشد.

حال که وضعیت روشن شد، پرسشی مطرح می‌شود:

چگونه انسان در این مناطق نماز می‌خواند؟ و چگونه اوقات نمازهای پنج‌گانۀ روزانه را محاسبه و نمازهایش را بر اساس این محاسبات به‌جا می‌آورَد؟ و به همین صورت این پرسش در مورد ابتدا و انتهای روزه نیز مطرح است.
 علمای خود‌خوانده ی مسلمان نظرات متعدد و آراء مختلفی در بیان احکام نماز و روزه در این مناطق دارند؛ و در ادامه به نمونه‌هایی از فتاوای بزرگان آنها -چه سنی و چه شیعه- خواهیم پرداخت.

صفت «خود‌خوانده» را بر آنها اطلاق کردم؛ زیرا این حقیقتی است که از اذهان مردم پوشیده مانده است. هر دو طرف (شیعه و سنی) به‌طورِ خود‌خوانده و داوطلبانه پیش‌قدم شده‌اند درحالی‌که خداوند سبحان آنها را به تشریع و بیان احکام، مکلف نفرموده است

 اما آنها به‌راحتی، آراء و ظنیات و حتی اوهام خود را در دین و احکام خداوند بروز می‌دهند، به‌طوری‌که این نظرات به شکلی گسترده رو در روی هم قرار می‌گیرند و با یکدیگر در تعارض هستند و این به‌وضوح نشان می‌دهد که آنچه به مردم ارائه میکنند ناشی از بضاعتی است که مستند به خداوند سبحان نیست که در غیر این صورت هرگز تضاد و تعارضی پیش نمی‌آمد. قران کریم می‌فرماید:

 أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ کَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلَافًا کَثِیرًا
 نساء ۸۲
 آيا در قرآن نمی‌انديشند؟ اگر از سوی غیر خدا می‌بود قطعاً در آن اختلافی بسيار می‌يافتند

 آنها به این کار اقدام کردند، باوجوداینکه می‌دانند فتوا دادن بدون علم، عذابی بس بزرگ دارد(همچنانکه در قسمت قبل بیان شد) و در اینجا روایتی از امام باقر ع را اضافه میکنم فرمود:

کسی که بدون علم و هدایتی از جانب خداوند به مردم فتوا دهد، ملائکۀ رحمت و ملائکۀ عذاب او را لعنت و سنگینی بار عمل کسانی که به فتوای او عمل کرده‌اند را به وی ملحق می‌کنند
 کافی ج۷ ص۴۰۹

 به هر حال این پژوهش را با طرح برخی از فتاوای علمای اهل سنت آغاز خواهیم کرد ..
 ادامه دارد ..

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

معنای جایز نیست، چیست؟

روزه بر مسافر چه حکمی دارد؟

حکم جوراب شیشه ای برای زن چیست؟